اخبار

درنامه پرستارقدمی فعال صنفی به وزیر بهداشت

اقای وزیر؛ اگر نمی توانید برای اصلاح امور کاری بکنید ، خودتان کنار بروید و بارگناهان خود را سنگین ننمایید

اقای وزیر؛ اگر نمی توانید برای اصلاح امور کاری بکنید ، خودتان کنار بروید و بارگناهان خود را سنگین ننمایید
ارسال شده: آبان 25, 1398
نظرات: 0

جناب آقای دکتر نمکی ، بدانید و آگاه باشید که بی انگیزگی کامل ، سهم مهلکی است که در اثر بی توجهی به خواست پرسنل بدنه وزارت بهداشت و دستورات اشتباه بالا به پایین اکنون در تار و پود سازمان ریشه دوانده ، کاش اعتراض بود و کار با انگیزه هم بود ، سرکوب اعتراض ها به چیزی منجر شده است که بدترین است ، رخوت و بی انگیزگی و پاسخگو نبودن و ارتباط نگرفتن با ارباب رجوع در تمام رده های سازمانی در حال نهادینه شدن است و اینها چیزهایی نیست که از یک جامعه اسلامی که جای خود بلکه از یک جامعه انسانی خارج از اسلام هم انتظار برود.

جناب آقای دکتر نمکی
وزیر محترم بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی
سلام علیکم
مدت قابل توجهی از سکانداری شما بر یکی از مهمترین وزارتخانه های کشور می گذرد و اینجانب مثل خیلی از کارشناسان دیگر این وزارتخانه امیدوار بودم بلکه شما بتوانید تغییرات مثبتی ایجاد نمایید اما ظاهرا توقع بی جایی داشته ایم .
اینجانب غلامرضا قدمی ، کارشناس پرستاری با بیش از بیست سال سابقه خدمت و سوپروایزر بالینی یکی از مراکز آموزشی درمانی شهر مقدس قم میباشم ، عضو هیات مدیره نظام پرستاری این استان هم می باشم و اتفاقا علاوه بر فعالیت صنفی ، گرایش سیاسی هم دارم ، این را ابتدا گفتم که تاکید کنم آنچه خواهم گفت هیچ ربطی به گرایش سیاسی ام ندارد بلکه حرف دل و نتایج تجربه های خیل عظیمی از کارشناسان بهداشت و درمان می باشد.
متاسفانه وزیر قبل با کندن چاهی به نام طرح تحول ، خشت کجی را بر پایه دیواری بنا نهادند که شما نیز همچنان بر آن دیوار کج افزوده می کنید و هیچ کاری برای اصلاح این مسیر نکرده اید ، شعار لوکوموتیو سیاست و قطار بهداشت و درمان و .. هم دردی را دوا نخواهد کرد ، مهم عمل است که چیزی دیده نشده است.
بنده از چند جهت انتقادهای خود را مطرح می نماید و امیدوارم به آنها توجه نمایید .
ابتدا چون پرستار هستم از ظلمهایی که در دوره وزیر قبلی به این قشر خدوم وارد کرده اند و شما نیز ادامه داده اید می گویم.
طرحی مزخرف به معنای واقعی کلمه(ظاهری طلا گونه و باطنی بدلی) به نام پرداخت مبتنی بر عملکرد را در خلال گامهای طرح تحول (بخوانید طرح تمول پزشکان) به پرسنل غیر پزشک بیمارستانها تحمیل نمودند تا مبادا از رهگذر افزایش تعرفه های پزشکی ، پشیزی هم شامل حال پرسنل غیر پزشک گردد ، در قالب این طرح به ظاهر زیبا ، حق الزحمه اضافه کاری پرسنل که حقوق واضح ایشان می باشد را به داخل فوق العاده کارانه جادادند تا منبعد اضافه کار ایشان از محل درآمد سهم خودشان از کارانه پرداخت شود و پرسنل بی نوای بهداشت و درمان نیز که مشغول خدمت خود بودند متوجه این ظلم بزرگ نشدند ، بماند که نوع طراحی باعث بهره مندی تعداد معدودی از مدیران مراکز درمانی و ستادی شد تا اگر هم صدایی بلند شود ، در نطفه خفه اش کنند .
ماجرای اخراج سه نفر از پرسنل بیمارستان امیراعلم تهران در رهگذر اعتراض های بر حق جامعه پرستاری کشور به اجرای این طرح ، هنوز همچون جای یک خنجر بر صورت جامعه پرستاری کشور باقی مانده است و امیدواریم خداوند از بانیان آن نگذرد و در همین دنیا هم کیفر اعمال خود را ببینند.
جناب آقای دکتر ، آیا نمیدانید که این طرح در وزارت شما هم ادامه دارد ؟ اگر نمیدانید که یک ایراد بزرگ به شما وارد است و اگر می دانید و اصلاح نمیکنید ، چه بدتر .
جالب اینجاست که هم اکنون در برخی بیمارستانها و دانشگاه های کشور این طرح اجرا نمی شود و در برخی دیگر هم می شود ولی از قول مسوولین دانشگاه علوم پزشکی قم می گویم که وزارت تحت مدیریت جنابعالی اجازه برداشتن این طرح را به دانشگاه هایی که در حال اجرایش هستند نمیدهد ! و می گویند هر کس شروع کرده باید ادامه دهد !! جالب است بدانید در یک مرکز درمانی که بنده درآن مشغول خدمت هستم ، میانگین اجرا یا عدم اجرای این طرح ماهیانه هر نفر حدود 400 هزارتومان میشود ، چهارصد هزارتومان حقی که از هر پرسنل در ماه تضییع می شود ، فقط مرکز محل خدمت بنده بیش از 600 پرسنل دارد ، فکر می کنید می توانید از عهده جبران این بدهی درروز حسابرسی در پیشگاه الهی برآیید؟!
جناب آقای دکتر نمکی ، بدانید و آگاه باشید که بی انگیزگی کامل ، سهم مهلکی است که در اثر بی توجهی به خواست پرسنل بدنه وزارت بهداشت و دستورات اشتباه بالا به پایین اکنون در تار و پود سازمان ریشه دوانده ، کاش اعتراض بود و کار با انگیزه هم بود ، سرکوب اعتراض ها به چیزی منجر شده است که بدترین است ، رخوت و بی انگیزگی و پاسخگو نبودن و ارتباط نگرفتن با ارباب رجوع در تمام رده های سازمانی در حال نهادینه شدن است و اینها چیزهایی نیست که از یک جامعه اسلامی که جای خود بلکه از یک جامعه انسانی خارج از اسلام هم انتظار برود.
در یک اقدام جالب دیگر از زیرمجموعه جنابعالی و اتاق فکرهای پوشالی وزارت پر طمطراق بهداشت و درمان ، دستورالعمل شرایط احراز پستهای سازمانی اصلاح گردیده است ، فقط در مورد مدیریت بیمارستانهای دولتی عرض می نمایم که به شغل بنده نیز مربوط است و البته سابقه تصدی این سمت را هم داشته ام ، گفته اند یا مدرک مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی و یا پزشک عمومی !
خیلی جالب است که این دو مدرک هم چندان ارتباطی به هم ندارند اما برای اینکه ادعا کردم اتاق فکرهای پوشالی ، نکته ای را برایتان باز می کنم ، در بیمارستانها معمولا بیشترین تعداد زیرمجموعه ها ، بخشهای درمانی هستند ، آزمایشگاه و رادیولوژی هم هستند و واحدهای پشتیبانی فنی و اداری و مالی که در اقلیت می باشند .
ضمنا چیزی به نام مجموعه پزشکی نداریم و اگر داشته باشیم ، پزشکان عمومی اورژانسها یا درمانگاه ها هستند که تعداد محدودی هستند و کار سرپرست ایشان که از خودشان است صرفا برنامه ریزی ماهیانه است یعنی در سطوح مدیریت عملیاتی ، پزشکان عمومی اصولا جایگاهی در بیمارستانها ندارند.
اما مسوولین بخشها ، سرپرستارها هستند که فقط یکی از وظایف ایشان مدیریت پرسنل تحت امر می باشد که از حداقل بین 10 تا 20 نفر شروع می شود و تا 50 نفر هم ممکن است باشد اما وظایف مدیریت یک سرپرستار به نیروی انسانی نیز محدود نمی شود و بلکه کل بخش و پیگیری و نظارت فنی ، نظافتی ، ساختمانی ، حضور به موقع پزشکان ، اجرای استانداردها و .. نیز وظایف یک سرپرستار است که در واقع کلیه مهارتهای مدیریتی را می بایست دارا باشد و تصدی چند ساله چنین مسوولیتی ، یک پرستار را می تواند آماده اجرای مسوولیت های بزرگتر نماید .
چنین مدیریتی در آزمایشگاه و رادیولوژی مراکز درمانی نیز می تواند وجود داشته باشد لکن از نظر تعداد و تنوع ، بخشهای درمانی دارای پیچیدگی های بیشتر بوده و در صدر قرار دارند .
در بیمارستانها یک واحد اداری و مالی نیز وجود دارد که ممکن است یک یا چند نفر با مدرک مدیریت خدمات بهداشتی درمانی در آن شاغل باشند که تعداد نفرات زیرمجموعه ایشان بیش از یک یا دو نفر نمی باشد ، چنین فردی اگر در مسند رئیس امور اداری هم قرار بگیرد ، مدیریت تعداد معدودی پرسنل را دارد که هیچکدام اطلاعات و تجربه ای از بهداشت و درمان ندارند .
مهمتر آنکه همه بیمارستانهای کشور در شیفتهای غیر اداری و تعطیلات توسط سوپروایزرها اداره می شوند که طبق قانون تنها مدرک تصدی این سمت ، پرستاری است ولاغیر ، این پرستار در شیفتهای تعطیل و غیر اداری می بایست برای حل مسائل و مشکلات مراجعین بیمارستان به جای مدیر و رئیس بیمارستان و رئیس دانشگاه تصمیم گیری کند ، گاهی حتی باید پاسخ سوالهایی را بلد باشد که خود شما مخاطب آن هستید ، چرا بیمه رایگان برداشته شده ، چرا لباس رایگان نمیدهند ، چرا فلان خدمت داخل استان نیست و .. سوال هایی است که یک سوپروایزر باید به جای شما پاسخ دهد و در واقع کسانی که در شیفت های پر چالش تعطیل و شب و بدون دستیار و کمک کار و مشاور می بایست تصمیم گیری نمایند و عواقب تصمیم را هم بپذیرند ، همین پرستاران هستند ، برای مزاح عرض می نمایم چند شب پیش یک ارباب رجوع معترض به یک نفره بودن پزشک عمومی اورژانس و صف 40 نفره آن به بنده می گفت به آقای دکتر نمکی تلفن بزنید که یک پزشک دیگر اضافه کنند!
حالا اتاق فکرهای وزارت بهداشت ، فکر کرده اند و به این نتیجه رسیده اند که مدیریت بیمارستانها نباید توسط پرسنل رسته بهداشت ودرمان و علی الخصوص پرستاران انجام بگیرد ، آیا این تصمیم مضحک نیست ؟! کدام سیستم را می شناسید که مدیران عملیاتی آن نتوانند به رده های مدیریت بالاتر راه یابند ، آیا مثلا در اداره برق ، رئیس باید کارشناس مدیریت با اطلاعات جانبی برق باشد یا کارشناس برق با اطلاعات تکمیلی مدیریت ؟
البته ممکن است بپرسید که خب چه باید می کردند ؟ اگر بخواهم خیلی کوتاه و بی حاشیه راه حل بدهم ، می گویم از مدیران با تجربه مکفی در واحدهای عملیاتی بیمارستان می توان بعنوان مدیران مراکز درمانی استفاده نمود و بلکه ارجح هم هستند و چنانچه در مدت تصدی مسوولیتهای قبلی ، دروس مدیریتی تئوری مورد نیاز را بصورت آموزش حین خدمت نگذرانده باشند ، این دوره ها را در مدتی معین بگذرانند و گواهی قبلی خود را ارائه دهند تا بتوانند پست سازمانی مربوطه را نیز دریافت نمایند.
اکنون بدانید ، فشار دستگاه های نظارتی استان برای اجرای همین بخشنامه ، باعث محدود شدن دایره انتخاب مدیران و خروج خیل عظیمی از پرسنل ماهر در امر مدیریت از چرخه انتخاب شده است ، این فقط برای یک پست سازمانی بود و اگر چنین اشتباهاتی در پستهای دیگر هم باشد که فاجعه است .
اما بگذارید از صنف پرستاری بیرون بیایم و به بحثی کلان تر بپردازم .
چاه ویل سلامت که ته آن مشخص نیست و طرحی غیر کارشناسی که امضای آن دست گردان شد و بدون پیش بینی منابع ابلاغ گردید ، آری ! همان طرح معروف به تحول سلامت .
وزیر محترم قبلی در مرداد ماه از مجلس رای اعتماد گرفتند و چند ماه بعد خبر از تحولی قرب الوقوع دادند ! اما واقعیت این بود که برای خرجکرد درصدی از منابع حاصل از آزاد سازی قیمت حامل های انرژی که می بایست برای هدفمند شدن خرج آن در اختیار وزارت بهداشت قرار می گرفت و در دولت قبلی قرار نگرفته بود ، فکری می شد و چه بهانه ای بهتر از این طرح که عمده آن را به جیب یک عده ای قلیل بریزد و مطالبات قبلی را هم تسویه نماید و بدتر از همه اینکه برای آینده نیز طلبکارشان نماید .
شاید اگر کل این مبلغ را بین پزشکان متخصص تقسیم می کردند و بیمارستانها بهسازی نمیشد و دفترچه رایگان داده نمی شد و کتاب تعرفه هم تغییر نمیکرد ، ضرر این طرح خیلی کمتر از الان بود.
کدام عقل سلیمی برای هیات وزیران توضیح داد که قانع شدند مصوبه تغییر کتاب تعرفه را امضا نمایند و بیمه ها را مکلف به پذیرش آن کنند ؟ چه کسی نمی تواند نتیجه این روند را که دریافتی بیمه ها از بیمه شدگان سالیانه مثلا 10 درصد افزایش داشته باشد و پرداختی آنها به یک باره سه برابر شود را پیش بینی نماید ؟ چه کسی نمی توانست درک کند که افزایش بهای خدمات در بخش خصوصی ، کاهش پرداخت از جیب مردم را به همراه ندارد ؟ بنده که یک کارمند جزء هستم به حال خود باید تاسف بخورم که در چنین شرایطی خدمت می کنم یا به حال آن دولتی که اینگونه منابع عمومی کشور را به تاراج می دهد ؟!
جناب آقای دکتر نمکی ، شما برای اصلاح این روند چه کردید؟ آیا جرات و شجاعت بازگرداندن تعرفه ها به پیش از طرح تحول را دارید ؟
این روزها زمزمه استیضاح شما در مجلس است و البته شعارهای حماسی جنابعالی نیز به گوش میرسد که از استیضاح نمی هراسید و .. ، بنده به دلیل استیضاح کاری ندارم که البته استیضاح هم در این کشور ابزاری شده که خاصیت خود را ازدست داده است ولی به شما توصیه می کنم اگر نمی توانید برای اصلاح امور کاری بکنید ، خودتان کنار بروید و بارگناهان خود را سنگین ننمایید ، قبلا در نامه ای از شما پرسیدم که آیا مرد این میدان هستید یا نه اما امروز برادرانه می گویم مناسب اینکار نیستید ، با کنار رفتن خود امکان در اختیار گرفتن این مسند توسط یک جوان با انگیزه و غیر پزشک را مهیا نمایید بلکه این اتفاق بتواند گره ای از مشکلات بگشاید.
به شما توصیه می کنم ساعتی را پای صحبتهای آقای دکتر سید مجید حسینی عضو هیات علمی دانشگاه تهران بنشینید و خودتان قضاوت کنید ، بنده هم ایشان را ندیده و آشنایی ندارم و صرفا ایده ها و راهکارهای ایشان در بخش بهداشت و درمان را از طریق فضای مجازی دنبال می کنم .
جناب آقای دکتر نمکی ، شما را به خدای بزرگ میسپارم و جمله ای از قیصر امین پور عزیز را یادآور می شوم که "ناگهان چه زود دیر می شود" ، بدرود. غلامرضا قدمی – 24 آبان 1398


Print
کلمات کلیدی:
رتبه بندی این مطلب:
5.0

برای دادن نظر لطفا وارد شوید و یا ثبت نام کنید

نام شما
ایمیل شما
عنوان
پیام خود را وارد کنید ...
x
دی ان ان فارسی , مرجع دات نت نیوک فارسی